در جستجوی تو

باد بهار آمد و آورد بوی تو
شد تازه باز در دل من آرزوی تو
در آرزوی آنکه چو گل در برت کشم
هر صبح چون نسیم دویدم به کوی تو
چون غنچه ای که باز شود در سپیده دم
گردد شکفته این دل خونین به روی تو
تا پاکتر به روی تو افتد نگاه من
خود را به اشک شوید و آید به سوی تو
پروانه و نسیم و من ای گلبن مراد
هستیم روز و شب همه در جستجوی تو
ای مرغ شب به داغ که سوزی،که درد او
خون می کند فغان تو را در گلوی تو
دانی چه شد نصیب من از نوبهار عشق
گلهای حسرتی که فکندم به کوی تو
ابوالحسن ورزی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 9:23 توسط زهره
|