برای من بمان!
تا همیشه از برایم ای صدای من! بمان
ای صدای مهربان! بمان،برای من بمان
در زمانه ای که آشنایی اش پر از غریبگی است
ای غریبه ی به غربت آشنای من،بمان
بی تو من شبانه با که...با که گفت و گو کنم
ای حریفِ صحبتِ شبانه های من! بمان
بی تو هرکجا و هرکه،جمله خالی از صفاست
ای گرامی! ای صمیم با صفای من! بمان
زورقی شکسته ام که بی تو غرق می شوم
ای خیال تو چراغ رهنمای من! بمان
می روم ولی نه بی تو می روم، تو هم بیا
دل به یاد من ببند و در هوای من! بمان
تا دوباره بشنوی صدای آشنای من
با طنین مه گرفته ی صدای من، بمان
حسین منزوی

