بی تبسم های تو

بی تبسم های تو با غم گلاویزم عزیز
بی نگاه سبز پوشت غرق پاییزم عزیز
لحظه ی از تو سرودن ای شمیم شعر من
در خیالم عطرهای ناب می ریزم عزیز
بی تو حتی عشق هم با ما نمی سازد دمی
با تو عشقم،عشق خیزم،عشق انگیزم عزیز
بی تو ای آبی ترین بالی ندارم بی گمان
با تو از آبی ترین پرواز لبریزم عزیز
بی تو در دشت افق نوری نمی روید دگر
با تو همرنگ توام،دست سحرخیزم عزیز
بی تو در پسکوچه های زندگی وا مانده ام
با تو هستم آی،دستی تا که برخیزم عزیز
یوسف شیر دژم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 21:6 توسط زهره
|