کویر، تشنه ی باران است

حمید، تشنه ی خوبی

به من محبت کن !

که ابر رحمت اگر در کویر می بارید

به جای خار بیابان، بنفشه می رویید

و بوی پونه ی وحشی به دشت بر می خاست

چرا هراس...چرا شک؟

بیا که من بی تو

درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست

امید بارش باران نوبهارم نیست

حمید مصدق