تو بیا...

بیا قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار،شاید دیدگانم روشن شود.
بیا بر روی تنهاترین دلها بنشین، شاید ابرهای سیاه از روی قلبم کنار
رود و تو برای همیشه در سرزمین وجودم بدرخشی.
بیا به تمام لحظه های منتظرم نوید وصل بده.تو بیا...
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۷ ساعت 16:47 توسط زهره
|